close
تبلیغات در اینترنت
7 شروع دوباره 5
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 19748 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2441 king
بن دوست داشتنی 0 2401 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2492 king
دوشنبه 18 اسفند 1393 ساعت 21:52 | بازدید : 1603 | نوشته ‌شده به دست المیرا | ( نظرات )

وبازم تاخیر

سمیر رفت و من تنها موندم چرا نتوستم واقعیتو بگم میترسیدم باور نکنه و حالا خراب ترشد مگه من نبودم ک گفتم نینا مرده باید منم بمیرم پس چرا فرار کردم هان یه حسی درونممیگه حالا ک نمردی وقتشه نشون بدی بی عرضه نیستی پس اون پلیسی ک هیچ کس از زیر دستش فرار نمیکرد کی بود 

 

 برگر :لعنتی بی عرضه چطوری از گمش کردید 

_اون خیلی فرض اون.....

بسه همش بهونس کشتن گرکان خطرناکه یه جوری ساکتش کنید با پول تهدید هرچی 

/__________________________________________________________

سلام خانوم کروگر چی واقعا ممنونم

_چی شده سمیر

_خانوم کروگر میگه مخش زده پرونده افتاد دست خودمون

_خوبه

اول برگر احضار میکنیم تا دوباره بازجویی کنیم اما چون صحنه جرم در دسترس نیس کار یکم سخت میشه

در اداره

_متاسفانه هم هوچی بر ضد بنه اون شب تو خون بن مواد مخدر پیدا شد چن شب بود با زنش دعوا میکرده و از همه بدتر روزایی اول ک نینا مرده بود مث روانیا رفتار کرده تو باز جویاشم هردفعه یه چیز گفته 

 

_پس مرا بن چیزی بهم نگفته بود

_تو با بن در ارتباطی

سمیر سوتی میده ک خودشم میمونه توش و الکسم مشکوکانه بهش خیره میشه الکس از اولش حس خوبی به همکار سابق برگشته نداشت 

این  قسمت خیلی کوتاهه ببخشید


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 13
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

kosar در تاریخ : 1394/1/7 - - گفته است :
پس ادامه داستانت چی شد عزیزم شکلک
پاسخ : این چند روز سرم خبلی شلوغ عزیزم به زوی میزارمش

هدیه در تاریخ : 1393/12/20 - - گفته است :
سلام عزیزم دستت درد نکنه خیلی قشنگه لطفا دامه اش رو زود بزار شکلکشکلک
راستی میدونید اسم واقعی کنراد یگر (بابای بن تو کبرا ) چیه؟
پاسخ : نمیدونم عزیزم
چشم خواهش

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب