close
تبلیغات در اینترنت
7 خائن 4
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 19748 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2441 king
بن دوست داشتنی 0 2401 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2492 king
شنبه 29 شهريور 1393 ساعت 10:59 | بازدید : 1266 | نوشته ‌شده به دست المیرا | ( نظرات )

شرمندممممممممم از این همه تاخیر معذرت میخوام هر دفعه میخواستم داستانو بزارم یه مشکلی پیش میومد یه دفعه ام ک داستان کامل نوشتم  ولی متاسفانه سیو نشده بود پرید

خوب دیگه ادامه مطلب منتظر شماس

بن با اومدن سمیر سریعا گوشی شو خاموش کرد تو جیبش گذاشت سمیر فکر کرد شاید دوباره بادوست دخترش دعوا کرده نمیخواد کسی بفهمه داره منت کشی  میکنه

بن : خوب الان چه میکنیم

س : هیچی پرونده ک از ما گرفته شد ه و مدرک کافیم ک نداریم پس از نیری کمکی هم خبری ننیست

یه خبر بد دیگه هم دارم بن: اوفففففف امروز چه روز مزخرفیه اون از -یهو انگار چیزی یادش میاد سریع ساکت میشه - سمیر: همین الان سوزانه زنگ زدو گف جنازه زندانی هایی ک فرار کرده بودن و sadجنازه دوتا از مامورین دزدیده شده پیدا کرده ولی خانوم کروگر جزء اونا نبود  بن: اها بیچاره خانوادهاشون سمیر : اره راستی امشب 6 نفره میریم بنراد جنی و دونفر دیکه از همکارا قبول کردن باهامون بیان

شب در محل قرار

-زود باشید تخلیه کنید محل لو رفته -قربان هنوز یه کامیون موند آلفرد نگاهی به گوشیش میکنه واس ام اس ک براش اومده رو میخونه(10دقیقه دیگه)الفرد :بچه ها وللش کنید سریعا محلو ترک کنید -الفرد حالت خوبه میدونی چقد ضرر میبینیم -نگران نباش بنی جون برمیگردونه اینا رو ههههههههه وسریع محلو ترک میکنه بعد چند دقیقه سمیر گروهش میرسن اما جز یه خونه مخروبه رد لاستیکای ماشینی ک معلوم بود با اخرین سرعت رفتن سمیر و بن سریعا به طرف خونه میرن خونه رو میگردن ودر اخر به زیر زمین میرسن ک حداقل 15کیلو مواد بود پس اونا مشغول به ظبط مواد میشن  وقتی بر میگردن پاسگاه سمیر سر همه یه داد اساسی میکشه و از سوزانه میخواد تا یه پرینت از اخرین گردش حساب ها بانکی بچه ها بفرسته بن: سمیر تو ک حالت خیلی بده من این موادارو میبرم تحویل میدم به کسی دیگه هم اعتماد ندارم سمیر : باشه برو - سمیرر در حال چک کردن بود بایه حساب میرسه ک رقمش اندازه یه سال حقوقش بود همین ک میخواد بره گوشیش زنگ میخوره بن بود: سمیر چیزی ینی گند زدم اومممممم  سم:چی شده ؟ بن : ببین مواد رو ازم دزدیدن ینی .....الان برمیگردم برات توضیح میدم سم: باشه خودت خوبی ؟ بن:اره سمیر داشت شاخ درمیورد هنوز 15دقیقه از رفتن بن نگذشته بود ک همچین خبری داد - به پرینت نگاه میکنه زیر لب میگه: این غیر ممکنه بن نه شاید باباش این رقمو واریز کرده بن پا ک ترین پلیسیه ک میشناختم چطور ممکنه ولی اگه درست من چطوری میتونم به دستای بهترین دوستم کسی  ک برادرمه دست بند بزنم اون چندین بار جونمو نجات داده -چند بار سرشو تکون داد تا این فکرارای مزخرف دور شن - ولی میدونست فکری رو ک به ذهنش رسیده رو باید عملی کنه پس زنگ زد به بن س: بن باید بیای به این ادرسی ک میگم ...........


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

زهره صابری در تاریخ : 1393/6/29 - - گفته است :
سلام گلم ممون بابت داستان زیبات
پاسخ : خواهش میکنم گلم
پاسخ : خواهش میکنم گلم

هدیه در تاریخ : 1393/6/29 - - گفته است :
سلام گلمشکلک خیلی قشنگ بود و عالی دست گلت درد نکنه شکلکشکلکشکلکلطفا ادامه اش رو زود بزار مرسییییییشکلکشکلکشکلکفقط اگه شد دفعه دیگه بیشتر بزار شکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : چشم عزیزم زود زود میزارم زیادم میزارم

حنانه در تاریخ : 1393/6/29 - - گفته است :
نههههههههههههههه باورم نمیشه بن خائن باشه!دروغه،تهمته...
اون بچه خوبیه!!!!!!!ممنون عزیزم
پاسخ : حنانه جون به اعصاب خودت مسلط باش عزیزم لابد شیطون گولش زده خواهش عزیزم😊💜

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب