close
تبلیغات در اینترنت
7 سیاست
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 19748 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2441 king
بن دوست داشتنی 0 2401 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2492 king
چهارشنبه 26 شهريور 1393 ساعت 19:9 | بازدید : 2828 | نوشته ‌شده به دست ریحانه | ( نظرات )

سلام!من ریحانه ام!مدیر این وبلاگ!16سالمه!دانش اموز دبیرستانی که امسال میرم سوم دبیرستان!خیلی خیلی ممنونم از کاترینا و حنانه جووون بخاطر فعال بودن و نویسندگی محشرشون!و از المیرا و الهه بخاطر داستانای فوق العادشون!با توجه به این که رشته ی تجربی یکی از سخت ترین رشته های تحصیلی امروز به شمار میاد و برای اینکه تو کنکور بشه یه رتبه ی ابرومند بدست اورد متاسفانه برخی چیز هارو باید کنار گذاشت!من به مدت دوسال دیگه نمیتونم راحت بیام نت و داستان بنویسم!برای همین این وبلاگو به دست نویسنده های خلاق میسپرم!مخصوصا کاترینا جون که باید ازش تشکر ویژه ای بشه و بعد از من باید بگم که اون مدیر دوم این وبلاگه!
داستانی در ادامه ی مطلب گذاشتم که بر اساس حقیقته!حقیقت یعنی اینکه من واقعا این داستان رو از تخیل خودم ننوشتم!بلکه اونو خواب دیدم!کل داستان برای من به خواب بود!اما نه یه خواب مبهم.....بلکه واضح!خیلی هم واضح!وقتی که اول دبیرستان بودم شبی که امتحان شیمی داشتم و بسیار خسته بودم!ساعت8 خوابم برد!این داستان مربوط به سیاست های المان و امریکا میشه که البته ایران قصدی نداره و در اصل بی طرفه!برای همین اسم داستانو گذاشتم سیاست!این اخرین داستان منه!البته در زمان های خاص مثل عید نوروز یا....بازم ممکنه داستان بزارم!اما موقع مدرسه نه!به هر حال از خواب مرموزی که دیدم امیدوارم خوشتون بیاد!(این یه داستان یه تیکه ای و کوتاهه!ازش لذت ببرید)
داستان در ادامه ی مطلب....
 


ساعت 12 نصفه شب
هدیه(خواهر ریحانه):ریحانه!ریحانه!پاششششششششششششششششو!اهههه!پاشو دیگه!ریحانه:چی شده؟نصفه شبی چیکار داری؟هدیه:بابا شبکه تهران داره کبرا میده!ریحانه:جدیییییییییییی میگی؟هدیه:اره بخدا!بیا دیگه!(پا شدم و به سمت تلویزیون رفتم،اره خواهرم درست گفته بود،داشت کبرا میداد،خیلی برام عجیب بود!اخه کبرا..... اونم این وقت شب؟بالاخره نشستم و دیدم،ولی یهو.....)هدیه:اهههههههههه!چی شد؟ریحانه:نمیدونم!لعنتی!این چه وعضشه!تلویزیون ال ای دی هم مگه برفکی میشه با این همه انتن خوب!!!!هدیه:اه!درست شد!ولی....این چیه؟شبکه ار تی ال؟ریحانه:مگه بابا دیش رو جمع نکرده بود؟هدیه:چرا....ولی......نمیدونم!ریحانه:این چیه؟بن و سمیر دارن انگلیسی تو کبرا میحرفن!!!!!!!!!!!!!!مگه میشه؟(خلاصه با همه ی این اتفاقات و تبدیل شدن شبکه تهران به ار تی ال و....بالاخره نشستیم دیدیم!تا ساعت سه سه تا قسمت پشت سر هم داد!)
صبح
ریحانه:اههههههههه دیرم شد!باید تا مدرسه بدوم!(تو راه همش به اتفاقای عجیب دیشب فکر میکردم که ناگهان چیزی توجه خودشو بهم جلب کرد!یه روزنامه که تیتر اولش این بود):
                                     سریال المانی که سبب جنگ بین امریکا و المان شد!
روزنامه رو خریدم و سریع رفتم مدرسه!تو کلاس داشتم میخوندم!باورم نمیشد کبرا11 باعث شده برخی از مدارک سری امریکا و المان پخش شه!باور نمیشد که همه ی بازیگرا و دستندرکارانش کشته شدن و برخی هم فراری اند!تا به خودم اومدم دیدم هیچکی تو مدرسه نیست و من تنهام!ترسیدم!صدای هلیکوپتر میومد!تا خونه دوویدم!یه کوچه مونده بود که برسم به خونمون یکی دستشو رو پشتم گذاشت و منو کشید تو کوچه بقلی!میخواستم از ترس جیییییغ بکشم!اما نمیتونستم!دهنمو با دستاش گرفته بود!سرش رو با کلاه سویشرت طوسیش پوشونده بود!به انگلیسی بهم گفت:میتونی بهم کمک کنی؟پرسیدم تو کی هستی؟و اون کلاهشو برداشت!من:تاممممممممممم!خودتی؟تام(به انگلیسی):خواهش میکنم!اونا دنبال منن!نمیدونستم اینقدر ممکنه دردسر ساز بشه!کمکم کن!من:خیلی خب!میریم خونه ی ما!(اما تا دستشو گرفتم که بکشمش به سمت خونمون هواپیما های نظامی بمب های خودشونو رها کردن و خون رو دوربین خوابم پاشید!از خواب پریدم!ساعت 12 بود!خواهرم هدیه بهم گفت:ریحانه زود باش شبکه تهران داره کبرا 11 میده!اما نترسید!قسمت ویروس بود!هه هه هه!خخخخخخخخخخخخخ!!!!
 



:: موضوعات مرتبط: داستان های کبرا11-فصل سوم ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 24
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

آنا lماکیما در تاریخ : 1393/7/25 - - گفته است :
اگه میشه لینک وب منو حضو کن. نمیخوام ادامه بدم.

bahar در تاریخ : 1393/7/6 - - گفته است :
ریحانه جون من تازه وارده این سایت شدم واز عمل کرد گروه هیچی نمی دونم می خواستم بگم من چند تا داستان دارم که خبلی دوست دارم تویه سایت بذارم می شه برام توضیح بدی راستی منون از داستان ها یه خوبت واقا لذت بردم
پاسخ : اگه شمارت رو بهم بدی تو نظر خصوصی ممنون میشم

hadis در تاریخ : 1393/6/30 - - گفته است :
ایوووول چه خوابای باحالی میبینیشکلک
پاسخ : خخخخخخخخخخ روانی ام دیگه

کاترینا در تاریخ : 1393/6/28 - - گفته است :
راستی عالیییییییییی بود شکلک
پاسخ : مرررسی

کاترینا در تاریخ : 1393/6/28 - - گفته است :
مرسیییییییی ریحانه جون خیلی ممنون شما لطف داری
شکلک
پاسخ : خواهش میکنم گلم

هدیه در تاریخ : 1393/6/28 - - گفته است :
راستی ریحانه جان امیدوارم در درسات موفق باشی و یه رتبه عالی در کنکور کسب کنی شکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : ممنون گلم

هدیه در تاریخ : 1393/6/28 - - گفته است :
سلام عزیزم شکلکخیلی قشنگ بود و عالی شکلکشکلک دستت درد نکنه شکلکشکلک
خیلی دوستت دارمشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : خواهش گلم منم همینطور

h.y در تاریخ : 1393/6/27 - - گفته است :
ريحان جان بدقولی حنانه تقصيرمنه اميدوارم منوببخشی واسه داستانه يه مشكلی برام پيش اومده بود شرمندهشکلکشکلکشکلک
پاسخ : خواهش میکنم گلم!شکلک

h.y در تاریخ : 1393/6/27 - - گفته است :
سلام من منيبام داستانت جالب ودرعين حال شبيه خوابای خودم بود.فك كنم بيشتربروبچ اينجاتجربين وبايدبرن سوم ازجمله خودم
پاسخ : خخخخخ!اره واقعا سخته!

h.y در تاریخ : 1393/6/27 - - گفته است :
سلام من منيبام داستانت جالب ودرعين حال شبيه خوابای خودم بود.فك كنم بيشتربروبچ اينجاتجربين وبايدبرن سوم ازجمله خودم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب